يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )

57

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

موقوف باشد « 1 » بر آنچه موقوفست برو ، و [ اين حركات اشخاص علّت حدوث چيزهاست و ثبات استمرار تجدّد اعداد مدّتى ، علّت ثبات نسبت حادثى باشد با علّت ثباتش . نبينى كه مدّت آفتاب بر بالاى زمين ضربا للمثل علّت ثبات روزست ؟ نرمك نرمك « 2 » بتوالى « 3 » اشخاص حركات « 4 » از نقطه‌اى بنقطه‌اى نزديكت مىگرداند زوال علّت روز را ، تا آن « 5 » وقت كه زايل شود . ( 64 ) پس آنچه علّت ثبات نسبت حادث با نسبت با علل ثبات آن « 6 » اشخاص باشد « 7 » ، ثبات « 8 » تجدّد اشخاص بر توالى ثابت بود « 9 » . پس اشخاص حركات در مدّت « 10 » بقاى چيزى آن مدّت را سير مىكنند . و چون حال چنين است كسى نتواند گفت كه حادث ثابت را علّت ثابت « 11 » بايد و حادث را نسبت با علّت ثبات و هم حدوث « 12 » باشد و علّت حدوث و ثباتش ببايد . پس علّت ثبات نسبت حادث را با علّت ثباتش ، علّت ثباتى ببايد و همچنين بىنهايت . پس علل ثابت بىنهايت جمع شوند و اين محالست ، زيرا كه ما گفتيم : علل ثبات نسبت حادثات با علل ثباتشان مدّتهاى حركات افلاكست ، و اشخاص ايشان ثابت نيست تا علّت ثبات ديگر بخواهد . و ثبات بىثباتى مدّتى ، علّت ثبات نسبتهاى حادثات مىشود با علل ثباتشان ] « 13 » . و اين حركات واقع نشوند « 14 » پيش از آثارشان به زمان كه حركت را « 15 » بقا نيست

--> ( 1 ) باشد : شود H ( 2 ) نرمك نرمك : كوچك كوچك F ( 3 ) بتوالى : بتوانى F ( 4 ) حركات : حركات را SH ( 5 ) تا آن : به آن F ( 6 ) ثبات آن : ثباتشان F ( 7 ) باشد : - F ( 8 ) ثبات : با ثابت F ( 9 ) بود : - F ( 10 ) در مدت : مدت F ( 11 ) علت ثابت : علت ثبات F ( 12 ) حدوث : حادث F ( 13 ) اين حركات . . . علل ثباتشان : - TSH ( 14 ) نشوند : نشود SHF ( 15 ) حركت را : حركات را F